1404-06-09 00:05
69
0
95117
معراجی‌ها؛

زیارت کربلا با ذکر «لبیک یا حسین»

شهید آزاده «علی اصغر رضایی» در اول شهریور ماه ۱۳۶۸، در زندان الرمادی بر اثر بیماری به شهادت رسید.

به گزارش گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «گلستان ما» و به نقل از نوید شاهد؛ رضا، برادر شهید آزاده «علی اصغر رضایی»، خاطره‌ای شنیدنی از برادرش را این‌گونه نقل می‌کند: «در یکی از شب‌های ماه مبارک رمضان سال ۱۳۷۸، مادرم به من گفت: «حالا که جنگ تمام شده و مردم برای زیارت امام حسین (ع) و دیگر ائمه به عراق می‌روند، بیا ما هم به همین منظور به زیارت امام حسین (ع) برویم و از آنجا سر قبر شهید هم برویم.» در ابتدا مخالفت کردم، چون شنیده بودم آنجا با زوار ایرانی مانند اسیر برخورد می‌کنند. اما مادرم بسیار اصرار می‌کرد و برایم خاطره‌ای را از شهید تعریف کرد که نظرم را عوض نمود.»

مادرش ادامه داد: «آخرین مرتبه‌ای که علی اصغر به مرخصی آمده بود، به او گفتم: «رضا به کردستان رفته و شما هم که می‌خواهی به اهواز بروی، تکلیف من و پدرت چه می‌شود؟ تا چه زمانی باید چشم به راه شما باشیم؟» علی اصغر در جواب مادرم گفت: «مادر جان ناراحت نباش، من با «لبیک یا حسین» به زیارت کربلا می‌روم و شما هم پشت سر من به زیارت می‌آیید.» با شنیدن این خاطره، مقدمات رفتن به عراق را فراهم کردم.»

سفری به سوی حرم و مزار یار

من به همراه پدر و مادرم با کاروان اعزامی راهی کربلا شدیم. برای پدر و مادر، خاک عراق بوی علی اصغر را می‌داد و این بو، مشام آن‌ها را نوازش می‌داد. در این سفر، من با راهنمای کاروان، مهدی، و دوستش جاسم، دوست شدم. کم‌کم راز دلم را با مهدی در میان گذاشتم و از او خواستم که ما را ناامید برنگرداند و به آرزوی زیارت مزار برادرم، علی اصغر، برسانند. مهدی در ابتدا با نگرانی گفت که امکان جدا شدن از کاروان وجود ندارد و دستور این است که فقط مکان‌های مخصوص زیارت را ببینیم و تحت نظر باشیم.

وقتی به هتل برگشتیم، مهدی دوباره سراغ من آمد و پرسید: «اسم پسرت چیست؟» گفتم: «حمزه.» او گفت: «ابوحمزه، بر فرض که بگذارند و موافقت کنند، چگونه می‌خواهی قبر برادرت را پیدا کنی؟» من عکس شهید، جواز دفن، پلاک قبرستان، نام قبرستان و دیگر مدارکم را که توسط صلیب سرخ ارائه شده بود، به او نشان دادم و بالاخره توانستم او را راضی کنم. با اینکه مهدی کمی ترسیده بود، به او اطمینان دادم که این کار را برای رضای خدا و رسیدن پدر و مادر پیرم به آرزویشان انجام می‌دهد و ان‌شاءالله اتفاقی نمی‌افتد.

صبح زود، ساعت شش و نیم، با پدر و مادرم از کاظمین به طرف قبرستان «ابوغریب» رفتیم. این قبرستان وسیع، بیش از بیست هکتار زمین داشت که در ضلع غربی آن، مساحتی به وسعت سه هکتار به شهدای ایرانی اختصاص داشت؛ بسیاری از آن‌ها بدون پلاک و از شهدای مفقودالاثر دوران دفاع مقدس بودند. با راهنمایی متولی قبرستان، به قبر پلاک ۱۲۸ که متعلق به برادرم علی اصغر بود، رسیدیم. روی قبر را با پارچه سبز پوشاندیم و شمع و عنبر روشن کردیم.

پس از کلی گریه و شیون، مادرم برخاست و خودش را روی پایم انداخت. او گفت: «نمی‌دانم چگونه تشکر کنم، من دیگر هیچ آرزویی ندارم.» دست به آسمان برد و گفت: «خدایا راضی‌ام به رضای تو.» همان لحظه، خاطره مادرم از شهید علی اصغر به یادم آمد که گفته بود: «مادر جان، من با «لبیک یا حسین» به زیارت کربلا می‌روم و شما هم پشت سر من به زیارت می‌آیید.»

بشارت پرچم سبز

هنگام آمدن به کربلا، به بستگان گفته بودیم که اگر موقع بازگشت از زیارت کربلا، پرچم سبز جلوی ماشین یا در دست ما بود، بدانید که ما به زیارت مزار شهید علی اصغر رفته‌ایم. در زمان بازگشت، وقتی وارد روستای حیوه چی شدیم، همه پرچم سبز را جلوی ماشین مشاهده کردند و خوشحال شدند. آن‌ها فهمیدند که بالاخره مادر و پدر شهید علی اصغر، مزار او را زیارت کرده‌اند.

مادرم، کربلایی حور نسا اصغری، چند ماه پس از بازگشت از زیارت کربلا، بر اثر سکته قلبی درگذشت. پس از سقوط رژیم بعثی عراق، با هماهنگی دولت موقت عراق، پیکرهای پاک شهدا به ایران منتقل شد و پیکر پاک شهید علی اصغر رضایی در اولین گروه اعزامی، با تشریفات کامل وارد ایران و در امامزاده یحیی بن زید (ع) گنبد کاووس به خاک سپرده شد.

درباره شهید:

شهید آزاده «علی اصغر رضایی» در اول تیر ماه ۱۳۴۶، در روستای حیوه چی از توابع شهرستان گنبد کاووس به دنیا آمد. پدرش ابراهیم، کشاورز بود و مادرش حور نسا نام داشت. او تا دوم راهنمایی درس خواند و خود نیز کشاورز بود. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت و به اسارت نیرو‌های عراقی درآمد. در اول شهریور ماه ۱۳۶۸، در زندان الرمادی بر اثر بیماری به شهادت رسید. مزار وی در گلزار شهدای امامزاده یحیی بن زید شهرستان زادگاهش واقع است.

انتهای خبر/

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری گلستان ما در وب سایت منتشر خواهد شد

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب گلستان ما با ذکر منبع امکان پذیر است.